0911 842 5356
info@kunkoortop.ir
تیم آموزشی کنکور تاپ
ایران، گیلان، لاهیجان
هدف گذاری و برنامه ریزی درست

هدف گذاری و برنامه ریزی درست

نویسنده آتنا وکیل صادقی
تاریخ انتشار 1405/06/30 22:53:46
آخرین اصلاح 1405/06/30 23:06:42

سلام بچه‌ها، خسته نباشید. قراره درباره یه موضوع با هم صحبت کنیم که به نظرم یکی از مهم‌ترین بخش‌های مسیر کنکوره؛ یعنی هدف‌گذاری و برنامه‌ریزی درست.

چیزی که می‌خوام بیشتر یاد بگیرید اینه که چطور برای خودتون هدف تعیین کنید و چطور برنامه‌ای بچینید که واقعاً قابل اجرا باشه.

چرا هدف داریم؟

اول از همه؛ اصلاً چرا هدف داریم؟ بذارید خیلی ساده بگم. فرض کنید سوار ماشین شدید ولی نمی‌دونید کجا می‌خواید برید. هرچقدر هم ماشینتون خوب باشه و هرچقدر هم سریع حرکت کنید، ممکنه کلی راه برید ولی آخرش به جایی که می‌خواستید نرسید. درس خوندن هم همینه. اینکه فقط بگیم «من باید زیاد درس بخونم» کافی نیست. باید بدونیم برای چی داریم این کار رو انجام می‌دیم. ممکنه هدف یکی پزشکی باشه، یکی دندانپزشکی، یکی پرستاری، یکی مهندسی یا هر رشته دیگه‌ای.

اما حتی این هم کافی نیست. چون «می‌خوام فلان رشته قبول شم» یه هدف بلندمدته. ما باید این هدف بزرگ رو تبدیل کنیم به هدف‌های کوچک‌تر و قابل اجرا.

هدف خوب چه شکلیه؟

مثلاً این هدف: «می‌خوام خیلی خوب درس بخونم» خیلی مبهمه. یا: «می‌خوام رتبه‌ام خوب بشه» باز هم خیلی کلیه. ولی اگر بگیم: «تا پایان این هفته، این سه مبحث رو کامل می‌کنم، برای هرکدوم تست می‌زنم و آخر هفته درصد تست‌هام رو بررسی می‌کنم»، اینجا دیگه دقیق می‌دونیم باید چه کار کنیم.

پس هدف باید تا جای ممکن مشخص، قابل اندازه‌گیری، واقع‌بینانه و زمان‌دار باشه.

یه نکته خیلی مهم: هدف فقط نتیجه نیست.

خیلی از شما احتمالاً هدفتون یه رتبه یا یه رشته خاصه. ولی رتبه چیزی نیست که هر شب بتونید لمسش کنید. شما نمی‌تونید هر شب بگید «امروز رتبه گرفتم». ولی می‌تونید بنویسید: امروز طبق برنامه درس خوندم؟ تست زدم؟ غلط‌هام رو بررسی کردم؟ مرور کردم؟ نقاط ضعفم رو پیدا کردم؟ این که دست خودتونه.

پس در کنار هدف نتیجه‌ای، برای خودتون هدف عملکردی هم داشته باشید. مثلاً به جای اینکه بگید «می‌خوام فلان رتبه رو بگیرم»، بگید: «این هفته می‌خوام فلان تعداد مبحث رو بخونم، فلان تعداد تست بزنم و اشتباهاتم رو تحلیل کنم.» اینطوری تمرکزتون از «نتیجه‌ای که هنوز نیومده» میاد روی «کاری که امروز باید انجام بدید.»

حالا می‌رسیم به برنامه‌ریزی

به نظرم یکی از بزرگ‌ترین اشتباهات کنکوریا اینه که برنامه رو با هیجان می‌نویسن، نه با واقعیت. مثلاً شب تصمیم می‌گیرن «از فردا 12 ساعت می‌خونم»، صبح بیدار می‌شن، دو ساعت درس می‌خونن، خسته می‌شن، برنامه عقب می‌افته، بعد احساس شکست می‌کنن و می‌گن «من اصلاً آدم درس خوندن نیستم.»

نه، مشکل لزوماً این نیست که شما درس‌خون نیستید؛ مشکل اینه که برنامه‌ای که نوشتید با واقعیت زندگیتون جور نبوده. برنامه خوب برنامه‌ای نیست که روی کاغذ خیلی سنگینه. برنامه خوب برنامه‌ایه که بتونید اجراش کنید و ادامه بدید.

قبل از برنامه‌ریزی باید خودتون رو بشناسید

از خودتون بپرسید:

  • من واقعاً چند ساعت مطالعه مفید دارم؟

  • کدوم درس‌هام قویه و کدوم ضعیفه؟

  • چه ساعتی بیشترین تمرکز رو دارم؟

  • چقدر زمان در رفت‌وآمد، مدرسه، کلاس یا کارهای دیگه از دست می‌دم؟

  • چقدر تست می‌زنم و آیا تست‌هام رو تحلیل می‌کنم؟

  • چقدر مرور دارم؟

  • و مهم‌تر از همه: چرا بعضی روزها برنامه‌ام اجرا نمی‌شه؟

چند ساعت مطالعه مفید دارم؟

این سؤال خیلی مهمه. چون ممکنه فکر کنید تنبلیم، در حالی که شاید برنامه‌تون بیش از حد سنگینه.

یا فکر کنید تمرکز ندارید، در حالی که گوشی حواس شما رو پرت می‌کنه. یا فکر کنید حافظه‌تون ضعیفه، در حالی که اصلاً مرور منظمی ندارید. پس قبل از اینکه خودتون رو سرزنش کنید، مشکل واقعی رو پیدا کنید.

برنامه رو از بزرگ به کوچک تقسیم کنید

برنامه‌ریزی بهتره چند سطح داشته باشه تا هدف بزرگ تبدیل بشه به کارهای کوچیکی که واقعاً قابل انجامن:

  • هدف بلندمدت: هدف کنکور.

  • برنامه ماهانه: این ماه قرار است چه مباحثی جلو برود؟

  • برنامه هفتگی: این هفته دقیقاً چه چیزی باید انجام شود؟

  • برنامه روزانه: امروز دقیقاً چه کاری باید انجام بدهم؟

برنامه هفتگی بهتره فقط برای یک روز نوشته نشده باشه. چرا؟ چون اگر برنامه‌تون فقط روزانه باشه، با خراب شدن یک روز ممکنه کل ذهنتون به هم بریزه.

مثلاً قرار بوده دوشنبه یک فصل رو بخونید ولی نشد؛ قرار نیست بگید «خب دیگه همه‌چی خراب شد». می‌تونید ببینید تا آخر هفته چطور می‌شه اون قسمت رو جابه‌جا کرد. پس من پیشنهاد می‌کنم اول هدف‌های هفته مشخص بشه و بعد این هدف‌ها بین روزها تقسیم بشن.

حالا چطور یک برنامه روزانه بنویسیم؟

یکی از اشتباهات رایج اینه که برنامه رو با ساعت پر می‌کنیم؛ مثلاً 8 تا 9، 9 تا 10 و... .

ولی ممکنه یک فصل یا یک مبحث به جای یک ساعت، دو ساعت زمان ببره. پس برنامه خیلی خشک نباشه.

به جای اینکه فقط ساعت تعیین کنید، بهتره خود کار رو مشخص کنید: «امروز این مبحث رو می‌خونم + این تعداد تست می‌زنم + تست‌های غلط رو تحلیل می‌کنم.»

مطالعه فقط «خواندن» نیست

این خیلی مهمه. برای کنکور باید این مراحل رو در نظر بگیریم:

آموزش ← تمرین ← تست ← تحلیل ← مرور

اگر یکی از این مراحل حذف بشه، مطالعه کامل نیست.

مثلاً تست زدن بدون تحلیل خیلی فایده‌ای نداره. وقتی تست غلط می‌زنید، نباید فقط جواب درست رو نگاه کنید و برید تست بعدی. باید بفهمید:

چرا غلط زدم؟ مبحث رو بلد نبودم؟ دقت نکردم؟ سؤال رو اشتباه خوندم؟ زمان کم آوردم؟ بین گزینه‌ها شک کردم؟ یا روش حل رو بلد نبودم؟

این تحلیل همون جاییه که از اشتباهاتتون یاد می‌گیرید.

تست غلط دشمن شما نیست

اتفاقاً تست غلط می‌تونه خیلی ارزشمند باشه، چون بهتون می‌گه «اینجا هنوز مشکل داری.»

اگر فقط تست‌هایی بزنید که بلدید، احساس خوبی می‌گیرید ولی لزوماً پیشرفت نمی‌کنید. پس تست‌های غلطتون رو بررسی کنید، اشتباهاتتون رو نشون کنید و تبدیلشون کنید به نقطه قوت.

مرور رو جدی بگیرید

یکی از دلایلی که بعضی‌ها احساس می‌کنن «من هرچی می‌خونم یادم می‌ره» اینه که فقط مطالعه می‌کنن و مرور ندارن.

قرار نیست چیزی رو یک بار بخونید و انتظار داشته باشید تا چند ماه بعد یادتون بمونه. مرور باید بخشی از برنامه باشه. مرورهای کوتاه و منظم داشته باشید و مباحث رو دوباره بررسی کنید، مخصوصاً چیزهایی که بیشتر اشتباه می‌کنید یا بیشتر فراموش می‌کنید.

حالا برسیم به ساعت مطالعه

واقعیت اینه که یک عدد جادویی وجود نداره. کیفیت مطالعه، سطح فعلی شما، زمان باقی‌مانده و شرایط زندگی و خیلی چیزهای دیگه مهمه.

اگر الان روزی 4 ساعت مطالعه مفید دارید، اینکه فردا تصمیم بگیرید 12 ساعت بخونید، احتمالاً برنامه پایداری نیست. می‌تونید کم‌کم افزایشش بدید. ولی اشتباه نگیرید.

اگر سه ساعت پشت سر هم نشستید ولی یک ساعتش با گوشی و حواس‌پرتی گذشته، اون سه ساعت لزوماً سه ساعت مطالعه مفید نیست.

کیفیت از کمیت مهم‌تره؛ ولی کمیت هم مهمه

این دوتا رو نباید مقابل هم قرار بدیم. نمی‌شه فقط گفت کیفیت مهمه و اصلاً مقدار مطالعه مهم نیست. برای یک آزمون بزرگ، مقدار کافی + کیفیت مناسب + استمرار کنار هم باشن.

گوشی؛ دشمن نامرئی

گوشی و شبکه‌های اجتماعی رو باید جدی بگیرید. گاهی فکر می‌کنیم «فقط پنج دقیقه اینستاگرام رو چک می‌کنم»، ولی مشکل فقط اون پنج دقیقه نیست؛ ذهن شما بعدش هنوز درگیر چیزیه که دیدید.

پس اگر موقع درس خوندن گوشی تمرکزتون رو خراب می‌کنه، فاصله‌اش رو زیاد کنید؛ مثلاً بذاریدش یک اتاق دیگه یا روی حالت بی‌صدا. قرار نیست گوشی رو برای چند ماه بندازید دور، فقط باید شما کنترل گوشی رو داشته باشید، نه گوشی شما رو.

استراحت رو فدای درس نکنید

خواب و استراحت کافی نداشته باشید، تمرکز و یادگیریتون افت می‌کنه. پس خواب رو جزو برنامه‌تون حساب کنید.

برنامه‌ای که روی کاغذ 12 ساعت مطالعه داره ولی باعث می‌شه دائماً خسته باشید، برنامه خوبی نیست.

بین مطالعه استراحت‌های کوتاه داشته باشید، راه برید، آب بخورید و کشش انجام بدید. فقط حواستون باشه استراحت تبدیل به یک ساعت اسکرول کردن نشه!

برنامه باید جای جریان داشته باشه

یکی از کارها اینه که برنامه‌تون رو صددرصد پر نکنید و یه مقدار فضای خالی داشته باشید.

بالاخره یه چیزی پیش میاد؛ ممکنه یک درس بیشتر طول بکشه، مریض بشید یا یک روز انرژی نداشته باشید. اگر برنامه یک جای خالی نداشته باشه، با یک اتفاق کوچک همه‌چیز به هم می‌ریزه. پس انعطاف داشته باشید.

اگر از برنامه عقب افتادیم چی؟

اگر امروز نتونستید برنامه‌تون رو کامل انجام بدید، قرار نیست فردا دو برابر درس بخونید و خودتون رو تنبیه کنید.

اول بررسی کنید چرا عقب افتادید، بعد برنامه رو منطقی اصلاح کنید، نه اینکه خودتون رو تنبیه کنید.

قانون «از فردا شروع می‌کنم» رو کنار بذارید. جمله‌هایی مثل «از شنبه»، «از اول ماه» یا «از فردا جدی می‌خونم» فقط راهی برای عقب انداختن شروعه.

اگر امروز خراب شد، لازم نیست صبر کنید فردا بشه؛ حتی اگر نصف روز گذشته، می‌تونید از همون نصف روز باقی‌مونده شروع کنید. روز خراب، لازم نیست کامل خراب بشه.

انگیزه قرار نیست همیشه وجود داشته باشه

اگر منتظر انگیزه باشید، خیلی روزها درس نمی‌خونید، چون انگیزه میاد و می‌ره.

چیزی که شما رو جلو می‌بره عادت و نظمه. هدف این نیست که هر روز فوق‌العاده باشید، هدف اینه که زیاد متوقف نشید.

خودتون رو با بقیه مقایسه نکنید

چیزی درباره مسیر شما نمی‌گه، چون اطلاعات مربوط به برنامه یک نفر دیگه الزاماً با شرایط و سطح پایه شما یکسان نیست.

پس مقایسه اصلیتون بهتره با خودتون در هفته قبل باشه.

اما از مقایسه استفاده مفید هم می‌شه کرد: اگر دیدید کسی روش مطالعه خوبی داره، به جای حسادت، ازش یاد بگیرید.

کمال‌گرا بودن هم می‌تونه خطرناک باشه

بعضی‌ها فکر می‌کنن یا باید برنامه رو صددرصد انجام بدن یا اصلاً فایده نداره.

قرار نیست برنامه شما همیشه صددرصد اجرا بشه. اگر 80 یا 90 درصد برنامه اجرا شده، پیشرفت داشتید.

پیگیری و ارزیابی هفتگی

مطالعه یا فایل ثبت کنید؛ تاریخ، ساعت مفید، مباحث، تعداد تست و غلط‌ها.

آخر هفته برنامه‌تون رو ارزیابی کنید: کدوم درس خوب پیش رفت؟ کجا اتلاف وقت داشتید؟ و براساس عملکرد واقعی، برنامه‌تون رو اصلاح کنید.

تمرین عملی: ایجاد زنجیره هدف

روی یک کاغذ، هدف اصلیتون رو بنویسید و اون رو به این زنجیره تبدیل کنید:

هدف اصلی ← هدف ماهانه ← هدف هفتگی ← کار روزانه

اینطوری هدفتون دیگه فقط یک آرزو نیست، بلکه تبدیل به مسیر شده. هدف باید برای خودتون معنی داشته باشه، نه فقط برای رضایت دیگران.

خلاصه و جمع‌بندی

  1. هدفتون رو دقیق کنید و هدف بزرگ رو به هدف‌های کوچک تبدیل کنید.

  2. برنامه واقع‌بینانه داشته باشید: برنامه رو براساس شرایط واقعی بنویسید، نه هیجان.

  3. برنامه هفتگی بچینید، سپس روزها رو براساس اون تنظیم کنید.

  4. به کیفیت توجه کنید: علاوه بر ساعت مطالعه، تست، تحلیل و مرور رو هم لحاظ کنید.

  5. مدیریت حواس‌پرتی: گوشی، خواب و استراحت رو مدیریت کنید.

  6. انعطاف‌پذیری: اگر عقب افتادید، برنامه رو اصلاح کنید نه اینکه خودتون رو تنبیه کنید.

  7. استمرار: منتظر انگیزه نباشید و روی نظم کار کنید.

قرار نیست برای رسیدن به یک هدف، تمام زندگیتون رو متوقف کنید.

خواب، سلامت، خانواده، ارتباطات و استراحت هم بخشی از زندگی شماست.

کنکور رو با یک روز خیلی خفن نمی‌برید؛ با تعداد زیادی روز معمولی که درست و مداوم جلو رفتید، می‌سازید.

هدف بدون برنامه فقط آرزوئه، برنامه بدون اجرا فقط نوشته‌ست، و اجرا بدون استمرار نتیجه نمی‌سازه.

لطفا صبر کنید